پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

بایگانی

شماره جدید


شماره جدید 74   

گزارش میز کتاب نمایندگی گیسن مارس 2008

آذر جواد

در تاریخ 10 تا 15 مارس یعنی از دوشنبه تا جمعه برای جمع آوری امضا کمپین یک میلیون امضا زنان از ساعت 10 الی 11 و در روز شنبه از ساعت 13 الی 15 میز کتاب برگزار شد

Inder zeit vom 10.03.2008.bis 15.03.2008

In Limburg  a. d. Lahn, Fußgängerzone Werner-Senger-Straße vor

Dem Rathaus/Ecke Europaplatz

  DSCI0060.JPG  DSCI0067.JPG DSCI0035.JPG

سال 1386 با نقض گسترده حقوق بشر در ایران رو به پایان است.

در این سال رویدادهای دلخراش توسط ناقظان حقوق بشر در ایران اتفاق افتاد .

با توجه به این که والاترین حق بشری حق آزادی و زندگی است و متاسفانه جمهوری اسلامی هیچ گونه ارزشی قائل برای این حق نیست وآنرا بطور مستمر نقض می نماید

اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نمایندگی گیسن در آلمان جهت اعتراض به عملکرد جمهوری اسلامی وافشای آن اقدام به برگزاری میز و پخش اعلامیه نمود .

اعلامیه ها و اطلاعیه هایی که حاکی از موارد نقض حقوق بشر می باشد .و افشای جنایت.خیانت .سرکوب و غیره پرداخته

گزارش ماهیانه جلسه نمایندگی گیسن در ماه ژانویه

آذر جواد

جلسه نمایندگی گیسن کانون دفاع از حقوق بشر ایران در تاریخ 28.1.2008 ساعت 14.00

بعد ازظهر روز یکشنبه در محلRütsche2-4 in  Limburgبرگزار شد .

در آغاز جلسه مسئول جلسه با خوش آمد گویی و تشکر از اعضا راجع به چندین مسایل بحث وگفتگوشد

اول راجع به خبرهای جدید ومسایل اتفاق افتاده در کشورمان ایران ونقض حقوق بشر در طول

یک ماه گذشته .سخنرانی اصلی ما روی محور انتخابات دوره هشتم و نیت و عملکرد مجلس دوره هفتم بود .

همگی میدانیم که در اسفند ماه 1382 ظاهرامجلس دوره هفتم شروع بکار کرد و باز همگی میدانیم

باشعارهایی مثل

بیمه روستایی

تلاش برای پیوستن به تجارت جهانی

تنظیم نرخ بیکاری

مقابله با مشکلات ومفاسد اقتصادی واجتماعی

مقابله با تصویب پرتوکول الحاقی

مفاسداقتصادی وارتقاع سلامت اداری

وباز همگی میدانیم که هیچ یک از این شعارها به مرحله عمل واقع نگردید وباز می دانیم که طرح هستی ایران با تصویب 208 تن از نمایندگان همین دوره به تصویب رسید.

در این دوره در مورد زنان به گفته خانم عشرت شایق می گوید زمانی که طرحی در مورد زنان در مجلس می خواهد گفته شود حدود 30 یا 40 نماینده یا نمی آیند یا رای نمی دهند یا اینکه به دلیل کمبود بودجه مانع از آن شده که طرحی اجرا شده یا به سرانجام برسد ویا اینکه بطور جدی اجرا شود آن را کنار گذاشته پس سهم زنها که نیمی از جمعیت ایران هستند چیست .

در دوره هفتم نمایندگان زن بسیار ضعیف عمل کرده اند بطوری که برخی ار لواحی که به نفع زنان ویا صحبتهایی که به نفع زنان نبوده از سوی نمایندهای زن اعلام شده است و نتوانسته به نحو احسا کار خود را به عنوان نماینده انجام دهند .این گوشه ای از فعالیت نکرده دوره مجلس هفتم است حال بااین عملکردهایی که می بینیم ودیده ایم چه در دوره هفتم و چه در دوره های قبلی

حال نزدیک به انتخابات دور هشتم مجلس نمایندگان میشویم.می دانیم که امسال علاوه بر مجلس خبرگان شورای نگهبان هیئت اجرایی نیز مداخله مستقیم بر این انتخابات را داراست وخوب معلوم است یعنی قلع و قمع کردن هر چه بیشتر کاندیداها .

میدانیم که صلاحیت یا عدم صلاحیت داوطلبان بوسیله شورای نگهان قانون استصوابی ونظارت استصوابی است واین خود مغایر با قانون اساسی است .این به معنای لغو ازادی انتخاباتاز مردم

واین مغایر است با تعهدات بین المللی که ایران نیز پذ یرفته است.جمهوری اسلامی در عرصه

بین المللی یک سری شرایط را پذ یرفته حال حرف ما این است که به تعهدات خود عمل کنید برای

یک انتخاب آزاد اولین شرط آن برداشتن  قانون استصوابی است شورای نگهبان یعنی اینکه مردم ایران آزاد هستند که هر که را که شورای نگهبان پذیرفته است رای دهند نه اینکه آزاد باشند هر که

را که خود بخواهند رای دهند .

پس نتیجه می گیر یم با بودن همین وضعیت بهترین کار شرکت نکردن در این انتخابات است.پس ملت عزیز و زجر کشیده ام دوباره نگذارید شما را گول بزنند با شعارهای دروغ و پوشالی

گزارش جلسه نمایندگی الدنبرگ لر مارس 2008

وفا سیاحی

جلسه ماهانه نمایندگی الدنبرگ لردر روز سه شنبه مورخ 11.03.08 در ساعت 4 بعد از ظهر در ساختمان دریته ولت و با حضور اکثریت اعضا برگزار گردید ریاست این جلسه را آقای میکائیل قجقی و منشی گری آنرا خانم وفا سیاحی بر عهده داشتند .

Bild 400.jpg    Bild 401.jpg Bild 411.jpg 

 در ابتدا آقای قجقی ضمن عرض سلام و خوشامد و  تبریک سال نو و همچنین آرزوی سلامتی مجدد برای  آقایان متین و شفاهی جلسه را آغاز نمودند سپس آقای عامل محترم زاده یاد آور شدند که آقای خلیل رئیسی فرد مسئول نمایندگی به دلیل کسالت نمی توانند در این جلسه حضور پیدا کنند ولی ایشان از طریق ارتباط تلفنی در این جلسه شرکت می کنند سپس آقای قجقی از خانم محترم رفیعی دعوت نمودند که اخبار روز را برای حضار قرائت بفرمایند خانم رفیعی هم پس از عرض سلام اخبار روز را به شرح زیر برای حضار خواندند:

 

1.باز داشت راحله عسگری  زاده و نسیم خسروی دو عضو کمپین یک میلیون امضا 

2. اهدای جایزه معتبر بنیاد اولاف پاله در سال 2007 به ژورنالیست فعال جنبش زنان ایران خانم پروین اردلان 

3. دستگیری دل آرام علی در حال جمع آوری امضا

4. خود کشی زهرا بنی یعقوب پزشک 27 ساله در بازداشت موقت

5. دستگیری روناک صفارزاده گرافیست و عضو انجمن زنان آذرمهر کردستان

در ادامه جلسه آقای قجقی از آقای یدالله مرادی دعوت نمودند که مقاله ای برای حضار بخوانند. آقای مرادی هم پس از عرض به حضار یادآور شدند که این آمار تکاندهنده را از انیترنت جمع آوری کرده و به عرض میرساند. خلاصه ای از این آمار به شرح زیر می باشد:

-         Bild 406.jpg   Bild 404.jpgBild 394.jpg

-                    هانس گرت پوترینگ رییس پارلمان اروپا از ایران خواست از اجرای احکام اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند. هم اکنون چندین نفر در ایران محکوم به اعدام هستند که هنگام ارتکاب جرم کودک بوده اند.

-                    اعدام 17 نفر در ایران از سال 2004 که در هنگام ارتکاب جرم زیر 18 سال بوده اند.

-                    نقض میثاق های بین المللی حقمق مدنی و سیاسی اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق کودک

-                     آمار اعدام تهیه شده توسط سازمان عفو بین الملل: در سال 2004 چین 1 کودک ایران 3 کودک، در سال 2005 سودان 2 کودک ایران 8 کودک، در سال 2006 پاکستان 1 کودک ایران 4 کودک، در سال 2007 تا ماه مه ایران 1 کودک

-                    در قوانین ایران سن بلوغ شرعی برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سال و سوء استفاده ایران از این قوانین در اجرای احکام علیه کودکان و نوجوانان

-                    ماده 37 میثاق حقوق کودک« نه حکم اعدام و نه حبس ابد» نباید برای جرایمی صادر شود که افراد زیر 18 سال مرتکب شده اند

-                    بر اساس آمارهای غیر رسمی در ایران حدود 70 نفر از محکومین به اعدام کسانی هستند که در زمان ارتکاب جرم سنشان زیر 18 سال بوده است

-       فعالین حقوق بشر، وکلای دادگستری در ایران، سازمان یونیسف و عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر و نیز اتحادیه اروپا خواهان حذف مجازات اعدام برای اطفال زیر 18 سال در قوانین جزایی ایران هستند.

بعد از سخنرانی آقای مرادی آقای قجقی یک استراحت کوتاه اعلام کردند

و سپس از آقای وحید محمد تقی نژاد دعوت نمودند که به سخنرانی خود بپردازند آقای محمد تقی نژاد هم پس از عرض سلام و تبریک روز جهانی زن به خانمهای حاضر در جلسه و دیگر بانوان ایران و جهان و تبریک پیشاپیش سال نو سخنرانی خود را بدین شرح آغاز نمودند : ایشان در ابتدا از اهمیت و زیبایی این عادات و رسوم دیرینه ایرانیان بویژه عید نوروز یاد کردند و یاد آور شدند که چگونه از زمان قدیم ایرانیان در کنار هم با صلح و صفا زندگی می کرده اند با وجود ملت ها و اقوام بسیار زیادی که در ایران بوده و هست از ترک و کرد و عرب و بلوچ گرفته تا دیگر اقوام کوچک و بزرگ دیگر در ایران که هر سه ماه یکبار با شروع یک فصل جدید مراسمی بپا می کرده اند ایشان همچنین از جشن مهرگان که در آغاز فصل پائیز برگزار می شد یاد کردند و تاسف خوردند که دیگر از این جشن در ایران یاد نمی شود ایشان همچنین از مراسم چهار شنبه سوری و سنت آتش پرستی ایرانیان قدیم و اهمیت این عنصر حیاتی یاد کردند که همیشه در تمام مراحل زندگانی بشر در ابتدا تا امروز به چه صورت به کار آمده است.

سپس عنوان کردند که چطور رژیم فاسد آخوندی می خواهد این عادات و رسوم دیرینه را از ایران و ایرانیان بگیرد ولی مردم مبارز ایران همیشه حتی در خفا با برگزار کردن این مراسم خواهان زنده نگه داشتن آن هستند و همیشه هم به بهترین نحو آن را اجرا کرده اند  ایشان در انتها با آرزوی موفقیت برای تک تک ایرانیان  و آرزوی سالی خوب و همچنین آرزوی سلامتی برای آقایان متین و شفاهی به سخنرانی خود خاتمه دادند.

 

 در ادامه جلسه آقای قجقی ضمن تشکر از اعضا برای حضورشان در جلسه یاد آور شدند که برای جلسه بعد خانم وفا سیاحی ریاست جلسه و منشی گری آنرا آفای سیامک یحیائی عهده دار خواهند بود و تحلیل اخبار ماه گذشته را آقای میکائیل فجقی و تشریح یکی از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر را آقای وحید محمد تقی نژاد و خواندن مقاله را آقای یداله مرادی و سخنرانی را آقای عبداله عامل محترم زاده و خواندن مقاله را خانم محترم رفیعی بر عهده دارند.

و نیز تاریخ جلسه بعدی را در ۸ آوریل ساعت ۴ بعد از ظهر اعلام کردند .

در آخر ایشان در ساعت ۷ بعد از ظهر ختم جلسه را اعلام نمودند .

در این جلسه خانمها وفا سیاحی و محترم رفیعی لطیان و  آقایان میکائیل قجقی , یداله مرادی, مجتبی صالحی پور, وحید محمد تقی نژاد , سیامک یحیائی وعبداله عامل  محترم زاده و حضور داشتند.

گزارش تصویری از میز کتاب نمایندگی ماگدبورگ

محمود سلیمی

در راستای اطلاع رسانی و افشا گرای جمهوری اسلامی میز کتابی در تاریخ 29 فوریه در دانشگاه شهر مرکزی ماگدبورگ در محلی میان کافی شاپ و کتابخانه انجام گرفت که با استقبال دانشجویان روبه رو شد و به کمک همکاران و دوستان آلمانی گروه ( صلح سبز ) توانستیم پاسخگوباشیم .

 

S7300006.JPG S7300004.JPG S7300009.JPG

گزارش جلسه نمایندگی کلن مارس 2008

احمد کاظمی

در تاریخ 2008/03/01 در ساعت 14 بعدازظهر جلسه ماهانه نمایندگی کلن با حضورهمکاران گرامی آقای منوچهر شفائی وخانم نگین پوردلیر واعضای محترم نمایندگی کلن آقای احمد کاظمی وآقای محسن بهرخو وهمچنین خانم مژگان کردقرچه لو درشهر هانوفردر دفتر نمایندگی هانوفر با ریاست آقای احمد کاظمی برگزار شد.

درمقدمه خانم مژگان کردقرچه لو به بررسی وضعیت زنان ولایحه مطرح شده درمجلس تحت عنوان جداسازی کتب درسی پسران ودختران درمقاطع درسی پرداختند که متن سخنرانی به شرح زیر است:

نقش زن درجامعه ایرانی وقشرفرهنگی پرورشی

آنچه اساس اصلی پیشرفت یک جامعه است دردرجه اول بالا رفتن سطح فرهنگ ومعلومات ملت است که تحصیل وعلم وآگاهی وتحقیق موتور محرک آن می باشد.

درجمهوری اسلامی ازاولین لحظه برقراری نظام شاهدیم که آقای خمینی دراولین سخنرانی خوددربهشت زهرا گفت هرچه می کشیم ازدانشجویان ومعلمان و تحصیل کردگان .روشنفکران است.وازهمان زمان اوونظام اوپله پله فاصله بین ملت وعلم راایجاد کردند.

تاآنجا که حال بفکر تبعیض جنسیتی میان دختران وپسران افتاده اند.

وجداسازی کتب درسی ازمقطع ابتدائی طی یرحی به مجلس برده شده است.درحالیکه نظام جمهوری اسلامی قدرت اقتصادی خود راازدست داده است به گناه زنان راسرکوب می کند.آیا برای زن ایرانی فرصت دیگری برای قدعلم کردن جز تحصیل اندک هم باقی گذاشته اند؟

آنها مخالفند چون می دانندازاین طریق زنان ازخانه داری و پذیرائی مردان دور می شوندواین عقایدقرون وسطائی دراین زمان به طنز هم جایز نیست.

باتوجه به اینکه رشد جامعه درگرو تحقق برابری بین انسانها می باشداما حکومت اسلامی سعی درایجاد شکاف میان اقشار مختلف ملت ازجمله بین زنان ومردان جامعه می باشد.وباتصویب قوانین ضدحقوق زنان ودورنگه داشتن زنان از ارشه سیاسی اجتماعی جامعه در پی رسیدن به مقاصد سودجویانه مقامات مملکتی می باشد.

اما زنان ازپاننشسته وبرای احقاق حق خود به مبارزه پرداخته اند.درکشورهای سوسیالیستی به صورت جنبش فرمایشی تبدیل ودرکشورهای سرمایه داری بنام روز زن به علت مهاجرت زنان مورد توجه قرارگرفته است.

درحالیکه در کشور ایران امروزه نسبت به این روز کاملا بی اعتنا هستند واین عامل اصلی چالش است وحالت جنبش بوجود می آورد.نصف جمعیت یک جامعه را زنان تشکیل می دهند وقتی جامعه ای به نیمی از اقشار خود توجه نکند پس جامعه دچار مشکل می شود.در سوئیس یک کشور آزاد ودموکرات در سال 1976 زنان حق رای یافتند در حالیکه در ایران 11سال پیش زنان ایرانی از این حق برخورداربودند.وغم 30سال ازدست دادن حقوق زنان که خانم پروین اعتصامی شاعره بزرگ در اشعارش به زبان امدندوفروغ فرخزادوفرخ پارسا که حال دیگرباید لیستی از آنها نام برد درد بزرگی است که درسال 1910 (کلارالدیس)درآلمان آن روز راروز زن نامیدیکسال بعد در19مارس و10سال بعد در مسکو (لکوین تاین)8مارس ودر لوکزامبورک روز زن را به دنیا شناساندند.

حتی 15 ژانویه را بهمراه (کارلیدکند)دررودخانه برلین خفه کرده اندکه همواره روز زن با شاخه گل از حماسه آنها قدرشناسی می شوددرسال 1857زنان در نیویورک درکارخانه شیکاگو نیز جنبش زنان داشتند.در تمام دنیا به عنوان سطح فکر وخلاقیت بررسی شده است نه براساس جنسیت یا رنگین پوستی ماه زن.8 مارس روزجهانی زن است ودرایران زمانی که سلب حقوق شده باز زنان به دنبال حق وحقوق خود هستند واین یک جنبش مستقل است جنبشی که خاصیتهایش گفته شده است چرا پس زنان در انتخابات بی اعتنا هستند؟

چون دامنه سرکوب درایران بسیار زیاد است ونمی توانند حرفشان را بزنند وآن را درصدلایه پوشانیده تا مطرح کنندومی گویند جنبش ما سیاسی نیست بلکه اجتماعی است.

واین حقوق عادلانه ما است ولی چون دامنه سرکوب بسیار فراگیر است درزندگی خصوصی وحریم مردم است به سیاسی طلقی کرده وسرکوبش می کنند.

سرکوب خانم پروین اردلان برنده جایزه اولاف پالمه درکمپین یک ملیون امضا تماما قانونی بوده وحال با نزدیکی انتخابات مجلس هشتم هرزن آگاهی می گوید به چه دلیل بایددرانتخابات شرکت کنم که این در ایران حتی برای من حقوقی نیست (سیاست رسمی رژیم درسرکوبی وخفقان زنان است)

وحال که دانشجویان نیز به این طریق سرکوب می شوندیا دستگیر واعدام می گردند این خود دلیل محکمی برخالی کردن باری دیگر زن از عرصه اجتماع است با جداسازی کتب درسی پسران ازدختران که طرح جدید جمهوری اسلامی که زن رافقط درسواد خواندن ونوشتن می خواهدآیا ثمره زیبائی از بزرگ شدن وپرورش این بچه ها دراجتماع می ماند؟

من معلم کوشیدم تا به بچه ها بیاموزم فرقی بین دختروپسر نیست تلاش تلاش است وجاومکان وجنس ونژاد ومذهب وعقیده و.......ندارد.حال چگونه به او بگویم دراین قرن وزمان به عقب بر می گردد وچون دولت طالبان فقط یک زن باشد جائی در اجتماع ندارد.

ایرانی هرگز برای سیرکردن شکم ولقمه نان وپوشاک ولباس درهیچ زمان نجنگیداما شاهدیم که برای علم وپیشرفت فرهنگ خود پرآوازه بوده و مانده و می ماند.

fm6.jpg

 

آیا حق ما حق جامعه ما در پس جدائی جنسی قرار گرفتن است؟

آیا مطالب حقوقی ما مطالبی است که قابل دستگیری یا اعدام یا فرار و سرکوبی می باشد؟

فریادی که درگلو خفه شود باز گازی ناشی از خفگی سربازخواهدزد.

آقای فرزاد کمانگر معلم کردهم همین راگفت که در قوانین حقوق بشر حقی برای ایرانیان نگذاشته اند.تحصیل سهم هر انسان نیست بلکه حق اوست وانسان بودن صدای علم وصدای معلم وصدای رسای آموزش وتعلیم وفریاد زن ایرانی هرگز خاموش و ضعیف نخواهدشدزن ایرانی بافریاد خود ازحق وحقوقش می کوشد تاغبارلایه لایه خاکی را که درجمهوری اسلامی به زور 30سال باسرکوبی ورنج وفرار ودستگیری واعدام که تمامی دنیاشاهد عدم رعایت حقوق بشر درایران هستند را به زبان گلو-قلم-قلب بزداید وبرآورد.

درادامه آقای محسن بهرخوبه اخبار مهم ماه گذشتهدرایران وآمار نقض حقوق بشردرایران توسط رژیم جمهوری اسلامی اشاره کرده وبه بررسی ومقایسه آن با اعلامیه حقوق بشر پرداخت. درآخر5دقیقه به پرسش وپاسخ پرداخته شدودرساعت 17:30 جلسه خاتمه یافت.

 

آیا رئیس جمهور ایران روان پریش است؟

صدیقه جعفری

محمود احمدی نژاد در آخرین دیداری که با برخی ماموران دولتی داشت از جمله گفت:

اکنون که ابرقدرتها عرضه اداره کردن امور جهان را ندارند، ما باید وارد صحنه بین المللی بشویم و مدیریت جهان را به عهده بگیریم. و در سال دوم ریاست جمهوری خود گفته بود در این مدت با صد نفر از رؤسای جمهوری و رهبران کشورها و سیاستمداران ارشد آنها دیدار داشته و همه آنها گفته اند:

آقای احمدی نژاد ، چه خوب شما ایران را اداره می کنید، بیآئید و اداره کشور ما را نیز به عهده بگیرید.

این داستان اگر موجب تاسف و تاثر نبود، چقدر می توانست خنده دار باشد.فردی که در همه امور و در همه زمینه ها، از اقتصاد و اجتماع تا تجارت خارجی و روابط بین المللی شکست خورده و برای حکومت مشکل آفریده و ایران را به آستانه پرتگاه رسانده، اکنون خود را برای رهبری جهان آماده می سازد.

 بسیارند در ایران آنانی که پدیده احمدی نژاد را جدی نمی گیرند و بر این باورند که دوران ریاست او سپری می شود و این موج می گذرد و طوفانی در راه نخواهد بود.

ولی تاریخ بشریت نشان داده زمانی که افراد زیاده خواه و نا بخرد در راس قرار می گیرند  به اوهام و خیالات دچارمیشوند و چشم واقعیت بین ندارند، و یا دارند اما خلق و خوئی مردم فریب دارند و و زندگیشان با ترفند و دروغ آمیخته است، ضرب المثل فارسی می گوید:

 یک نابخرد ممکن است سنگی به چاه بیاندازد که صد ها عاقل  نتوانند آن را بیرون آورند.تاریخ جهان اسکندر را به یاد دارد که به خاطر یک دستمال قیصریه را آتش زد.

نرون امپراطور رم را از یاد نبرده است که چگونه شهرها را به آتش کشید. حمله مغول از یادها نرفته است. هیتلر را مردمان هرگزفراموش نخواهد شد.

car_200630nov.jpg

 

 استالین و جنایاتش را بیاد داریم - صدام حسین و تبهکاران دیگری چون آنان را نیز می توان در همین ردیف قرار داد.فرمانروایان خودکامه و آنانی که تشنه قدرت هستند و برای آن حاضرند هر بهائی را بپردازند و هر انسانی و هر ارزشی  را قربانی کنند، افرادی مردم فریبند  افردی که مردم را برای تامین هدف های فردی و سیاسی خود به کار می گیرند و آنان را فریب داده می کوشند برای اجرای هدف های نامشروع خویش آنها را بسیج کنند – ولی در واقع هیچ ارزش و اهمیتی برای آنان قائل نیستند.. این واقعیت را از همان دوران تبلیغات انتخاباتی رئیس جمهور ایران مشاهده کردیم.

او قول داد که پول درآمد نفت را بر سر سفره مردم بیآورد- و در ایرانی که نیمی از مردمان آن زیر خط فقر زندگی می کنند، چه وعده ای زیبا ترو فریبنده تر از این بود؟

 به جوانان وعده داد که در پوشش و رفتارخویش آزاد خواهند بود و در یک مصاحبه تبلیغاتی به تمسخر پرسید:

آیا همه مشکلات ایران در این خلاصه می شود که جوانان چه بپوشند و موی دختران تا چه حد بیرون باشد؟

یکی از جنبه های مردم فریبی تملق گوئی بیش از حد نسبت به مردم است و این واقعیت را ما در همه رفتارها و گفتارهای احمدی نژاد، به ویژه در جریان سفرهای استانی او و هنگامی که درباره اتم و رویاروئی با دنیا سخن می گوید، مشاهده می کنیم

.در آخرین نطق خود می گوید:

مردم ایران آنقدر خوب و صبور و مهربان هستند که حتی اگر به فرض محال دولت دچار اشتباهی هم شده باشد، به چشم بخشودگی به آن می نگرند و در کنار دولت باقی می مانند.

از دیدگاه او این سخن توجیه کننده همه شکست ها و ندانم کاری های دولت احمدی نژاد در امور اقتصادی، مالی و اجتماعی بوده است.

در نطق دیگری، در تلاش برای برخورداری از حمایت مردم می گوید:

این مردم قادرند همه قله های اوقیانوس را هم پشت سر گذارند و از مشکلات و موانع هراسی ندارند و هر خطری را به جان می خرند. (ما که مفهوم "قله های اوقیانوس" را درک نکردیم)

. اودر سفرهای استانی، به هر شهری می رسد، مردم آن را بهترین ها می خواند و مجیز می گوید و زبان به چاپلوسی می گشاید تا شاید جائی در گوشه قلب آنان بیابد.

همین تملق گوئی را نسبت به مردم دیگر کشورها نیز، اعمال می کند. در ونزوئلا از بزرگی ملت آن کشور و نبوغ رهبرش سخن می گوید. همین تملق گوئی را در مورد ملت های نیکاراگوآ و اکوادور و دیگر کشورها به کار می گیرد.

در پیام به بوش، به تمجید از ملت آمریکا می پردازد و در آلمان به مردمانش توصیه می کند که جنایات پدران خود در دوران حکومت آلمان نازی را انکار کنند و می گوید:

چه کسی داوطلبانه به گناه پدران خود اعتراف می کند؟

از یک سو ملت آمریکا را یک ملت بزرگ می خواند و از سوئی دیگر، نظام مردمسالار آمریکا را زیر سؤال می برد و به رهبران آن توهین می کند.یک زمان اروپائیان را تمجید می کند که چه ملت های بزرگی هستند- ولی همزمان پیش بینی می کند که اروپا به زودی فرو خواهد ریخت و اسلام بر آن مسلط خواهد شد

از ویژگی های دیگر تشنگان  قدرت که ممکن است برای کشور خود و مردم منطقه و جهان مصیبت بیافرینند، دروغ گفتن آنان است. در دگرگون جلوه دادن واقعیات ، آ نان هیچ حد و مرزی نمی شناسند و هیچ توجهی ندارند به این که مردم دنیا از رشد سیاسی برخوردارند و دروغ  را می توانند از صحیح تشخیص دهند.

 درست در همان روزهائی که در ایران چند تن به اتهام همجنس بازی به اعدام محکوم شدند، احمدی نژاد در نطق خود در دانشگاه کلمبیای نیویورک  ادعا کرد  که در ایران اصلا همجنس باز وجود ندارد. هنگامی که نمایندگان مجلس از گرانی نا له می کنند، ادعا می کند که او از سبزی فروش کنار خانه اش گوجه فرنگی را ارزان تر می خرد. وقتی مجلس او را به مسؤولیت تورم متهم می سازد، ارقام و اعداد را تحریف می کند و تصویری دروغین از وضع اقتصادی کشور به مجلس ارائه می دهد.

از یک سو ادعا می کند که قدرت او از مردم نشات می گیرد و از سوی دیگر نمایندگان مجلس راکه ظاهرا نمایندگان ملت هستند تحقیر می کند. ویژگی دیگر این گونه قدرت طلبان روان پریش، هذیان گوئی آنان در ناچیز شمردن توان و قدرت ملتها و حکومتها و کشورهائی است که در برابر آنها قرار گرفته است. از دیدگاه احمدی نژاد  اسرائیل آنقدر ضعیف است که همین فردا فرو می ریزد. آمریکا آنقدر بیچاره است که تا دو روز دیگر از هم خواهد پاشید.

اروپا آنقدر ناتوان است که به زودی راه تسلیم در پیش خواهد گرفت.او ادعا کرده می گوید تحریمهای اقتصادی هیچ زیانی به اقتصاد دولت و سطح زندگی مردم نخواهد رساند- و در همان حال گله می کند که به علت این تحریمها 14 درصد بر بهای کالاهای وارداتی ایران افزوده شده، و این امر ریشه تورم مالی در ایران است.

 احمدی نژاد و خودکامگان پیش از او، با این گونه دگرگون جلوه دادن واقعیت ها و حقیر و بیچاره خواندن رقیبان خویش، می خواهند مردم را به دنبال خود بکشانند و همچنان برگرده آنها سوار باشند. نیازی به یادآوری آن هاله نور نیست.

ولی آن خود بزرگ بینی ها، پدیده های این چنینی نیز به دنبال دارد و احمدی نژاد با افتخار تعریف می کند که چگونه زمان دیدارش از نیویورک و هنگام عبور کاروان اتومبیل های او از خیابان کنار ساختمان سازمان ملل، مادری از فرزند دو ساله اش پرسید این آقا کیست و آن کودک جواب داد احمدی نژاد است!

اگر این واقعیت ها، تلخ و دردناک و خطرناک نبود، می توانستیم آن را به مزاح وشوخی برگزار کنیم.

 ولی تاریخ نشان داده که این گونه قدرت طلبان رویا زده، ممکن است منشاء یک مصیبت عظمی برای مردم خود و دیگر ملت های جهان باشند و نباید آنها را دست کم گرفت.

پس بیائید در این آغاز سال نوبا هم  برای ایران و ایرانیان دعا کنیم.بارها و بارها شنیده ایم که خدا می گوید دعا کنید تا دعایتان را اجابت کنم ولی مواقعی هم هست که باید برخلاف دعا کرد و از خدا خواست  که:

خدایا, از ما بگیر

بار خدایا

اگر قیمت نفت زیادمی شود و پدرم هنوز بیکار است

خدایا, این افزایش قیمت را از ما بگیر

اگر موجودی “صندوق ذخیره ارزی” زیاد شده است ولی مادرم همچنان مجبور است برای سیر کردن شکم من و دو خواهرم به خانه های مردم رفته و لباسهایشان را بشوید

خدایا, این صندوق ذخیره ارزی را از ما بگیر

اگر بر روی دریایی از نفت و گاز هستیم ولی گاز برای گرم کردن اطاق کوچکم ندارم

خدایا, این منابع نفت و گاز را از ما بگیر

اگر مسلمانیم ولی خانواده ام شب ها با شکم گرسنه می خوابند

خدایا, این اسلام و مسلمانی را از ما بگیر

اگربی نیازیم ولی در پرتو حکومت علی زنان و دخترانمان به افغانستان و پاکستان فروخته میشوند

 خدایا این حکومت علی وار را از ما بگیر

اگرقراراست  شورای نگهبان حتی بجای تو هم برایمان تصمیم بگبرد که میگیرد

خدایا, این شورا را از ما بگیر

اگر افرادی بنام “سربازان گمنام امام زمان” خواهرم را به جرم حق خواهی و یا چکمه پوشی میگیردو میبندد و شلاق میزند

خدایا, این سربازان را از ما بگیر

اگر کسی بنام علی برخلاف علی برادر بزرگ بی گناهم را بدار می کشد

خدایا, این علی را از ما بگیر

اگر نان شب پیرزنی را بنام امام زمان از او می گیرند و به حسابهای ارزی خود میریزند

خدایا, این امام زمان را از ما بگیر

اگرجرم “خلاف شرع”, مادرم را , مادر مریضم را به اسارت  میبرد

خدایا, این شرع را از ما بگیر

اگر “خلاف خدا” پسر کوچکم را از من می گیرد و سالها در زندان شکنجه میکند

خدایا, این خدا را از ما بگیر

مرگ یک بار، شیون هم یک بار!

وحید رشادی

نگاهی گذرا به آنچه که تا کنون بویژه فریبکاری موسوم به انتخابات اخیر روی داده، بخوبی نشان می دهد که از نهضت آزادی گرفته تا مجاهدین انقلاب اسلامی و جریان ساخته و پرداخته حکومت اسلامی بنام اصلاح طلبان به سرکردگی خاتمی، تا نیروهای سیاسی عموما خارج از کشور از یک سو و بوق های همیشه در کنار حکومت اسلامی ، آتش بیار معرکه فریبکاری انتخاباتی و جناح سازی و جنگ زرگرانه در حکومت اسلامی بوده و عمل کرده اند که همه این برخوردها، وقتی از رابطه منافع ووابستگی شخصی و گروهی (کاسبکاری سیاسی !) در گذریم، می بینیم که همواره به امور فرعی برآمده از خودِ حکومت اسلامی پرداخته اند و به توهم و طرح انتظار و دیدگاه اینکه گویا از حکومت اسلامی جریانی و حرکتی و دگرگونی ای روی خواهد داد اگر اصلاح طلب چنان شود یا اگر آن بزغاله هاله نور فلان شود! را دامن زده اند و همه این برخوردها در یک نگاه کلی، موجودیت حکومت اسلامی و اساس این ساختار اهریمنی را از شناخت واقعگرایانه و سمت گیری درست حمله پتانسیل برآمده از اعتراضات و شورشها و تنشهای اوج گیرنده اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، دور داشته اند

.بلاهت تا کجا باید باشد که کسی یا جریانی با از سر گذراندن این همه اقدامات فریبکارانه حکومت اسلامی، از زمان بویژه پایان یافتن جنگ هشت ساله با عراق و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت، تردیدی بخود راه دهد که این حکومت در هیچ یک از عملکردهای خود، نه تنها صادق نبوده بلکه به هیج وجه در جهت منافع ملی و روند منطقی سیاسی حرکت نکرده است.

با وجود نمونه های فراوان تکرار از سوی حکومت اسلامی چگونه می توان همان نمونه ها را با رنگ و لعاب ظاهری به جامعه و مردم قالب کرد و توهم آفرید که از این جانیان مفری برای دوری جستن از جنایت ممکن شود.حکومت اسلامی از زمان انفجار حزب جمهوری اسلامی به این سو، هیچ روندی را که چشم انداز روشنی برای دگرگونی سازنده داشته باشد، نداشته است.

همواره باند برآمده از سوراخ متعفن جماران و مرگ سرکرده جنایتکاران، خمینی، با دست زدن به هر برنامه و تزویر و از سر راه برداشتن هر مانع و احتمال ممانعت از قدرت گیری آنان، به جایی رسیده که هم اینک شاهدیم.

رفسنجانی و خامنه ای و آیت الله های صد من عمامه ای که گندشان بزند، از نوع مصباح، قمی، یزدی و جنتی و طبسی و...........روندی را آغازیدند که باتلاقی بنام حکومت اسلامی آفریده اند و در این باتلاق مرحله به مرحله بیش از پیش فرو می روند و در این فرسایش ناگزیر دست به هرجنایتی می زنند تا در شرایطی حتی گورستانی قدرت در حاکمیت (موجودیت رژیم نکتبار) را حفظ کنند.

مگر نه اینکه رفسنجانی برای ماست مالی کردن افتضاح ادامه جنگ و پذیرش قطعنامه به شکل و شمایل سازندگی پس از جنگ به میدان فرستاده شد و پس از او نیز در پی بی آبرویی دادگاه میکونوس و محکومیت حکومت اسلامی در ماجرای ترور رهبران سیاسی مخالف حکومت اسلامی و بحرانی شدن رابطه سیاسی با اروپا و خطر از دست دادن مقبولیت حقوقی سیاسی خود، خاتمی را علم کردند و از این ماجرا، اصلاح طلبان را موازی با سردار ماست مالی کردن و دزدی و غارت ( رفسنجانی ) آفریدند!؟

ماست مالی کردن خیانتها و بر باد دادن سرمایه ها و توانمندیهای اقتصادی و به کشتن دادنهای دیوانه وار جوانان در جبهه های جنگ با شعارهای خرافه مستانه ی خمینی و عمله های او، با ماموریت رفسنجانی طراحی شد و بحران سیاسی اقتصادی پس از برنامه های غارتگرانه ی رفسنجانی و اوج گیری شورشهای دانشجویی، ضرورت تغییر سیاست حکومت اسلامی از افراطی اسلامی ( با چاقو سربریدن!) به نرم خویی اسلامی، در انظار جهانی ( با پنبه سر بریدن)، بعهده فریبکار دیگری از هزار رنگ روحانیت، خاتمی، گذاشته شد و دیدیم در دوره ریاست همین مهره فریبکار، چه جنایتهایی که نشد و دیدیم چگونه همان سیاست انفجار حزب جمهوری اسلامی به ترور از نوع لاجوردی، جلاد اوین، و واجبی خوراندن سعید امامی و ترور مزدور دیگرش حجاریان و..........رنگ عوض کرد اما اساس همان باقی ماند و خاتمی نیز هشت سال مجری همان کانالیزه کردن مخالفتها و به انحراف کشاندن شورشها و طرح بحرانهای انحرافی و به مرگ گرفتنها و به تب رضایت دادنها شد و حکومت اسلامی توانست از یک سو با سرکوب وحشیانه، درون را مهار کند و با باج دادنهای فاجعه بار از کیسه ملت، سیاست جهانی را در تحمل و پذیرش موجودیت اش مجاب کند.

هم اینک طرح یک دست شدن حاکمیت نه اینکه ناشی از بیم و هراس درون حکومتی و نیروهای سر در آخور آن است بلکه دو خطر عمده حکومت اسلامی را تهدید می کند و شمشیرها را باید دوباره همچون دهه شصت از رو ببندد و روند بنی صدر گونه را کنار گذاشته و سمت و سوی رجایی گونه ( رییس جمهور بزغاله ی هاله نوری ) پیش بگیرد تا با دو خطر جدی مقابله نماید:

خطر نخست شورشها و اعتراضات داخلی و به پا خواستن نسل برآمده از سه دهه حکومت اسلامی است که اصل و اساس حکومت اسلامی را بر نمی تابد و هم سو با اعتراضات زنان، کارگران، روندی پرشتاب و اوج گیرنده دارد و از سوی دیگر مخالفت سیاسی جهان و خطر رو در رویی با آن است.در شرایط بحرانی و سرنوشت سازی چنین است که اعتراضات داخل پتانسیل سرنگونی کلیت حکومت اسلامی را در بطن خود دارد و از دست دادن جدی پشتوانه جهانی در باقی ماندن حکومت اسلامی بر قدرت، ضرورت یک دست شدن، آنهم نه از ملایم خویی که افراطی و شدیدا ارتجاعی اسلامی، در دستور کار قرار داده است ورنه خامنه ای خطری از سوی رفسنجانی و چهره هزار رنگی همچون کنی و مانند او احساس نمی کند تا بخواهد در مقابل آنان چنین تغییرات و تحولاتی را تن دهد.

همه مجموعه ها و زیر مجموعه ها و همه چهره های تا کنون تفکیک شده حکومت ننگین اسلامی از سوی نیروها و احزاب سیاسی و روشنفکرنمایان ِنان به نرخ روز خور، در اساس بقاء و موجودیت حکومت اسلامی، هیچ اختلافی با هم ندارند و اگر به چنان وضعیتی برسند که موجودیت حکومت اسلامی را در معرض سقوط قطعی ببینند، یا یکدست (کاری که هم اینک کرده اند) در مقابله با خطر، شاخ و شانه می کشند و یا فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد.

(واقعیت این است که حکومت اسلامی علیرغم همه نعره کشی ها و قلدریهای خود، مانند حبابی نابود شدنی است، ضعف نیروهای مخالف از حکومت اسلامی چنین غولی ساخته است که این وضعیت را نباید بحساب اقتدار و توانمندی جنایتکاران حاکم دانست.

نیروی مقابله با این جنایت کاران کوردل را باید بدرستی سازمان داد و با زبانی که می فهمند، با اینان سخن گفت.)دولت و مجلس و دیگر نهادهای موازی با آن، به هر ترکیبی که باشد و با هر چهره یا چهره هایی که باشد، تحت هیچ شرایطی، نه تنها تحولی اساسی را سبب نمی شوند بلکه اصولا موضعی نخواهند بود که هرم قدرت ولایت فقیه از آن هراسی داشته باشد. مجلسی که عناصر آن از مرحله پیش از کاندیداتوری تا ثبت نام و حتی با روندی از این دست، گذر از صافی ضریب وفاداری به هرم قدرت و بله قربان گویی، تا از عهده نمایش خیمه شب بازی انتخابات و رفتن به مجلس برآمدن، چه خطری می تواند برای حکومت اسلامی باشد و یا صدای مخالفی که با تشری از ولایت فقیه خفه نشود!؟

هیچ قانون و مصوبه برآمده از درون ساختار کنونی حکومت اسلامی، حتی اگر پیشرفته ترین و مترقی ترین آن نیز باشد، نمی تواند از اقتدار هرم قدرت حکومت اسلامی بکاهد یا خطری برای آن باشد.تجربه سه دهه اخیر بویژه دوران هشت ساله ی خاتمی، بخوبی نشان داد که هیچ شکلی از دولت و مجلس و حزب و سازمان و جریانی از درون حکومت اسلامی راه به آزادی و برابری و زندگی انسانی نمی برد. همه این نمادها تحت طراحی و هدایت و مهار هرم قدرت ولایت فقیه است.تغییر قوانین و صدای مخالف و ژستهای پوپولیستی هیچ چهره و شخصیتی نمی تواند راه برون رفتی از حاکمیت ننگین اسلامی بگشاید.از این رو فریبکارانه است که بخواهیم باندهای مختلف حکومت اسلامی در جدال و رقابت غارتگرانه شان در ظاهر و جنبی حکومت اسلامی، چنان کنند که بر شاخه نشسته و بن ببرند واصولا نقطه ای برای نگرانی و بیم هرم قدرت حکومت اسلامی باشند که نتوانند باندهای زیر مجموعه ای خویش را مهار کنند.پرداختن به سیاه بازیهای حکومت اسلامی آن هم با تجربه و از سر گذراندن سه دهه فریبکاری و تجربه آن، تف سربالایی است که بسیارانی عملا به آن دست می یازند.

تاسف از آن است که سبب توهم کسانی می شوند که در نهایت آن، نیرویی که باید برای تحول اساسی و سرنگونی حکومت ننگین اسلامی جهت گیرد و بکار آید، به هرز رود.سال تازه ای که آغاز شده است، سال تکوین بحرانهای سرنوشت سازیست که جانیان حکومت اسلامی بندبازانه بر آن، ملت و مملکت ما را به سوی فاجعه کشانده اند.فاجعه ای که در گیر و دار تضادها و معادلات جهانی، تاخیری در به وقوع پیوستن آن بوجود آورده است.

حکومت اسلامی با توهم مالیخولیایی خویش پنداشته و می پندارد که در تضاد و تنشهای کشورهای صنعتی در استراتژی در حال اجرای غرب (امریکا) در خاورمیانه، پیروز شده و شعارهای تو خالی قدرت جهانی شدن می دهد و از کیسه ملت تهیدست و غارت شده ایران، ادای کشورهای صنعتی در نفوذ و سرمایه گذاری و بازیهایی از این دست در می آورد.

اما واقعیت شرایطی که ایران تحت حاکمیت اسلامی در آن قرار دارد، تحول ناگزیر سیاسی است و حکومت اسلامی وصله ناجور و نابجا و نامناسب در تحقق تحول مورد نظر است.

تحول فوق از یکسو خواست مصرانه نسلی است که بپا خواسته و در پیوند با مبارزات دیگر طیفها و طبقات اجتماعی (کارگران، کشاورزان، زنان، دانشجویان) روندی رو به رشد دارد و می رود تا توازن نیروی سرکوب حکومت با توان مبارزاتی و تهاجمی خویش را بنفع خود تغییر دهد و از سوی دیگر تحول مورد نظر غرب است که با حکومت اسلامی در تضاد قرار دارد.

در شرایط کنونی، سمت گیری و شکل مبارزاتی نیروهای سیاسی (احزاب، سازمانها و گروها) از اهمیتی بسیار مهم و سرنوشت ساز برخوردار است. سال جاری ضرورت حضور نیروی سیاسی جایگزین، در تحولات سیاسی پیش رو، اینکه تا چه حد در جهت منافع ملی و تا چه حد در جهت تامین منافع غرب باشد، تاثیری انکار ناپذیر و حیاتی دارد.

سال پیش رو، سال بحران، سال جوشش اعتراضات مردمی در ایران است. به موازات بحرانهای سیاسی، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بمراتب کمر شکن تر خواهد بود.

حکومت اسلامی اگر چه با گذشت سی سال نتوانست به چنان ثبات و ساختار قابل اتکایی برسد و همواره در کابوس سرنگونی بسر برده است، با طرحهای سرکوب و خفقان و روندی بغایت ارتجاعی و تبهکارانه، ضعف و حقارت خویش را بیش از پیش نشان داده است. بلوفهای ابلهانه بزغاله های رییس جمهور شده و ملاهای لمپن ِ حاکم را هیچ انسان سالمی نه تنها باور نمی کند که آن را حتی جدی نمی گیرد. تنها خطر این جانیان بگونه چاقو در دست دیوانه ی مستی را مانند است که هراس می آفریند. توان و کیفیت مبارزاتی ما می تواند (بی هیچ تردید) روی سیاستهای غرب در برخورد با ایران تاثیر گذارد. برای رسیدن به چنین جایگاهی و همراه نمودن سیاست جهانی با مبارزات خود و دور کردن حکومت اسلامی از مشروعیت و بحساب آمدن در روند تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، آماده شویم.

 سی سال مرگ تدریجی، شرایطی است که به ما تحمیل شده است و حکومت اسلامی، ملت و مملکتی را با خود در باتلاق مالیخولیایی خویش فرو می برد.

آیا وقت آن نیست در همبستگی بسیار ضروری بنا به شرایطی که در آنیم با حکومت جهل و جنایت برخورد کنیم: مرگ یک بار، شیون هم یک بار!؟

به مناسبت روز جهانی زن

نوید زمانی

مطابق قانون حاکم در ایران زنان نصف مردها محسوب می شوند

برسمیت شناختن حقوق مساوی برای زنان یک پیش شرط تعیین کننده برای داشتن جوامع موفق و مترقی است وپذیرفتن این مسئله که زنان هم به مانند مردان در همه جنبه های زندگی دارای حق مساوی هستند .قدمی تعیین کننده برای تحقق حقوق بشر در سراسر جهان است .در ایران زنان با تبعیض های گسترده ای که از قانون حاکم نشات می گیرد مواجه هستند که آنها را از سهم داشتن و مشارکت در صحنه های تعیین کننده سیاسی بطور کامل حذف کرده و با آنها بصورت شهروندان از درجه دوم برخورد می کند .تبعیض زنان در ایران یک قانون است و درست بر خلاف تمامی بیانیه های حقوق بشر است .

هر چند که رژیم حاکم بر ایران قراردادهای متعددی را در زمینه حقوق بشر امضا کرده  که در آنها برای لغو تبعیض جنسی تاکید شده است اما در حقیقت نمی خواهد به این قراردادها جامعه عمل بپوشاند .زنان در ایران بر اساس قانون نصف مردها محسوب می شوند و حتی برای تر بیت فرزندانشان نمی توانند ادعایی داشته باشند اگر مردی متاهل زن عقدی خویش را به قتل برساند از طرف قانون کشور به عنوان حفظ ناموس نگریسته و از آن حمایت می شود .

ولی اگر زنی در مقابل فردی که قصد تجاوز به او را دارد از خود دفاع کرده و تجاوز گر را بکشد تهدید به مجازات اعدام می شود .بر اساس قانون شریعتی حاکم در ایران مرد میتواند از طریق صیغه زنان را بخرد وزن می بایستی کاملا مطیع و فرمانبردار باشد این قوانین همچنین راه را برای تجاوز جنسی به زنان هموار کرده اند فقط پس از اعتراضات گسترده در سراسر کشور سن ازدواج دختران از9 سال به 13 تغییر کرد .بدین وسیله سو استفاده جنسی از دختران به قوت خود باقی ماند .یک دختر 9 سال ایرانی به مانند یک شخص بزرگسال مجازات می شود وضعیت زنان در ایران باید یک هشدار و گوشزدی برای زنان مسلمان در کشورهای دیگر باشد .

قوانین شرعی ایران نباید در قرن 21 به عنوان قانون مدنی و جزائی یک کشور به کار گرفته شود .حجاب اجباری سمبل سرکوب و خفقان است .در ماههای اخیر بارها و بارها مشاهده شده است که تحت عنوانمبارزه با پوشش نامناسب و بدحجابی در تمامی جامعه فضای رعب ووحشت ایجاد می شود .آن دسته از حقوقی هم که زنان در زمان شاه به آن نایل شده بودند پس از انقلاب اسلامی لغو شده اند .امروزه در ایران از طرف واحدهای پلیسی و انتظامی زنان پاسدار تربیت می شوند که وظیفه دارند با برابری مرد و زن در جامعه مبارزه کنند.

در20 نوامبر رسما اعلام شد که از هم اکنون پاسداران زن در زمین های ورزشی و باشگاهها و حتی جشن های عروسی شرکت خواهند داشت . از جمله وظایف آنها این است که نظارت داشته باشند که آیا مردان و زنان پوشش مناسب دارند یا خیراین اقدام به عنوان حفظ حقوق شهروندان تلقی شده و برای این است که شهروندان هیچ گونه مشکلی پیدا نکنند .در 20 نوامبر پلیس تهران اعلام کرد که از اواسط این ماه حدود 4800 زن که عنوان خیابانی و فاسد به آنها اطلاق شده دستگیر شده اند حداقل 31 نفر از آنها اعدام شده و حدود 1500 نفر از آنها به حبسهای دراز مدت محکوم شدند .

در ایران زنی که پوشش غیر اسلامی داشته باشد به عنوان مجرم شناخته می شود .هم چنین کسانی که بر اساس میل و سلیقه شخصی لباس بپوشند به عنوان فاسد و هرزه تلقی می شوند .عاملان رژیم که نقاب بر چهره دارند قربانیان خود را که چشمهایشان بسته است به طناب آویزان کرده خفه کرده یا سنگسار می کنند و یا حکم شلاق را بر آنها جاری می سازند .دستگیری زنان در مراسم و گردهمائیها و تظاهرات به مناسبت روز جهانی زن با این بهانه و اتهام انجام می شود که این زنان قصد اقدام بر علیه امنیت کشور را داشته اند و این در حالیست که این زنان هیچ گونه سلاحی نداشته و ندارند .جامعه امروز ایران پتانسیل و زمینه لازم را برای دگرگونی و تغییر را دارد .اما رژیم با توسل به حربه های خاص خودش در مقابل گسترش و اشاعه روند اصلاح طلبی در کشور سد سازی می کند .کانون دفاع از حقوق بشر این اقدامهای سرکوبگرانه رژیم حاکم و هم چنین دستگیری اعضای جنبش زنان را محکوم کرده و از تمامی دوستداران آزادی و نهادهای انسانی در سراسر جهان می خواهد که همراه با هم رژیم جمهوری اسلامی ایران را محکوم کنند.

 

نگاهي به تاريخچه روز جهاني زن ( هشتم مارس)

تهیه و تنظیم : مهناز خزائی

در تاريخ مبارزات سياسي ـ اجتماعي ، روزهائی فراموش نشدني و ماندگار وجود دارند که بعنوان نشانه و مظهر هر مبارزه درحافظه تاريخ ثبت شده است. بزرگداشت چنين روزهايي، فراخواني است جهت ادامه مبارزه عليه نابرابري ، عدالت سياسي و اجتماعي. هر سال با ياد و بياد اين روزهاي جاوداني، آرزوها و اهداف مبارزه با صدای بلند و رسا اعلام ميشود. هر سال به جهانيان گوشزد ميشود که اين آمال و آرزوها زنده اند و تضادهاي موجود حل نشده است.

هشتم مارس يکی از اين روزهاي جاوداني و بياد ماندني است .هشتم مارس برابر با روز جهانی زن و روز مخالفت با کلیه قوانین زن ستیز و نابرابری جنسیتی است .اين روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرايط بهتر كارى و زندگى زنان است .در هشتم مارس 1857، زنان کارگر كارخانجات نساجي در آمريکا جهت بهبود شرايط کار ، ساعات کار طولانی دستمزد اندک و محروميت از هر گونه امکانات رفاهي. بعلاوه كار و مسئوليت سنگين نگهداری فرزندان و کار در خانه به خيابان ها آمدند و عليه نابرابري ، افزايش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرايط کار قيام كردند.اين مبارزه، نقطه عطفي در تاريخ مبارزه زنان کارگر در آمريكا بود كه بعد ها در سراسرجهان گسترش يافت. 8 مارس 1857، بازتاب مقاومت و مبارزه زنانی بود که با روند پرشتاب رشد صنعت و توليد به عرصه کار خارج ازخانه جلب می شدند .خاطره اين اعتصاب براى كارگران نساجى باقى ماند. نارضايتى عمومى ازاين شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت ، تا سر انجام درهشتم مارس سال ۱۹۰۸ ، بعد از گذشت بيش از پنجاه سال كارگران زن كارخانه نساجى كتان در شهر نيويورك با خاطره اعتصاب در اين روز، به دليل تبعيض و محروميت و فشار زياد كار در مقابل حقوق بسيار كم اعتصاب خود را شروع كردند. صاحب اين كارخانه به همراه نگهبانان براى جلوگيرى از همبستگى كارگران ديگر بخش ها با اين اعتصاب و سرايت آن به بخش هاى ديگر اين زنان را در محل كار خود در كارخانه محبوس كرد. به دلايل ناشناخته اى آتش در كارخانه درگرفت و فقط تعداد كمى از كارگران زن محبوس توانستند خود را نجات دهند. ۱۲۹ كارگر زن در آتش سوختند .ايده انتخاب روزی از سال بعنوان « روز زن » نخستين بار در جريان مبارزه زنان نيويورك بود که با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. اين شعار خصلتی فراگير داشت و جمع كثيري از زنان را از اقشار و طبقات مختلف در بر می گرفت. زنان در پشت اين شعار، برسميت شناساندن هويت سياسي ـ اجتماعی خويش را جستجو می کردند. واقعيتی که در نظامهای مردسالار، قرن هاي متمادي ناديده گرفته می شد. صد ها زن شركت كننده در تظاهرات 23 فوريه 1909 پيشنهاد کردند :

هر سال در روز يکشنبه آخر فوريه، تظاهراتي سراسری در آمريکا بمناسبت « روز زن » برگزار شود .از جمله يكى از مهمترين مدافعان حقوق زنان در كشور آلمان خانم كلارا زتكين (۱۸۵۷_۱۹۳۳ ) خواست هاى مبارزان زن در آلمان را مبنى بر هشت ساعت كار در روز براى زنان همينطور حق داشتن تعطيلات و مرخصى زايمان و برابرى حقوق در مقابل قانون مطرح كرد .سرانجام در سال 1910، دومین کنفرانس زنان سوسیالیست که کلاً را زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین روز بین المللی زن پرداخت زنان سوسیالیست اتریشی قبلاً روز اول ماه را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه می جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد.

زنان سوسیالیست آلمان، روز 19 مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال 1848 علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، از جمله در مورد مطالبات زنان، انجامید.

دومین کنفرانس زنان سوسیالیست تاریخ برگزاری نخستین مراسم « روز زن» را 19 مارس 1911 تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین«روز جهانی زن» به بعد موکول شد .در روز نوزدهم مارس 1911 نیز در اکثر شهرهای آلمان، اتریش، سوئس ، دانمارک و امريكا صدای اعتراض زنان آزادی خواه طنين اندازگشت و هر چند باز هم پلیس به تظاهر کنندگان حمله برد و با کتک زدن و زخمی کردن زنان آنها به متفرق کرد اما خاطره و یادبود برگزاری یک روز بین المللی به عنوان روز جهنی زن را در اذهان به یادگار گذاشت .

سرانجام در سال 1913 دبیرخانه بین المللی زنان که یکی از نهاد های انترناسیونال سوسیالیستی دوم بود روز هشتم مارس را برای گرامی داشت خاطره ی زنان آزادی خواه آمریکایی به عنوان روز جهانی زن اعلام کرد و در همان سال نیز در سراسر اروپا، آمریکا و روسیه تزاری زنان این بزرگداشت را بصورت تظاهرات و سخنرانی با شکوه هر چه تمام تر برگزار کردند اما از سال 1914 که اروپا درگیر جنگ جهانی شده بود زنان آزادی خواه تلاش کردند که این سالگرد را تحت شعار« علیه جنگ » برگزار کنند ولی از آنجایی که در اروپا کشور ها به دو دسته ی موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند این دو دستگی و شکاف در کلیه ی صفوف از جمله صفوف زنان نیز مشاهده شده و همین امر مانع برگزاری یکدست و سراسری هشتم مارس شد. در فاصله دو جنگ جهانى علاوه بر موضوعات قبلى حق قانونى سقط جنين و حمايت از مادران نيز از اهميت خاصى برخوردار شد.

 اين مبارزه به يك حركت بزرگ تبديل شد به دليل بحران اقتصادى كه در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود، سالانه حدود يك ميليون زن وادار به سقط جنين مى شدند. به دنبال آثار منفى اين سقط جنين هاى غير قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن به مرگ رسيدند از طرف ديگر مسئله برابرى مزد در مقابل كار برابر، كوتاه كردن ساعات كار، پايين آوردن قيمت اجناس وغيره نيزاز خواست هاى زنان بودند. خواست هايى كه براى امروز ما هم غريبه نيستند . با روى كار آمدن حكومت ديكتاتورى فاشيستى در كشور آلمان و ممنوع كردن هرگونه تشكل مخالف امكان برگزارى اين روز غير ممكن گرديد . علی رغم همه محدودیت هایی که اعمال شده بود در سال 1936 زنان تظاهرات بزرگی در شهر برلین برگزار کردند و در همان روز نیز دولت فاشیستی وقت اسپانیا شاهد تظاهرات 30000 زن کمونیست و جمهوری خواه با شعار محوری « برابری و صلح» بود که خود نقطه عطفی در تاریخ جنبشهای زنان به شمار می رود، در پی صورت گرفتن جنگ جهانی دوم جنبشها و انقلابهای رهایی بخش در کشورهای مختلفی شکل گرفت به عنوان مثال کشور چین با تعداد بالای زنان و مردانش گامهای بزرگی را در جهت آزادی و رهایی زنان برداشت ، در آن دوره اکثر دولتها و جنبشهای مترقی وانقلابی از برگزاری سالگرد هشتم مارس به عنوان یکی از نمادهای آزادی خواه حمایت زیادی می کردند . بعد از جنگ جهانى دوم در كشورهاى اروپاى شرقى جشن روز زنان در سال ۱۹۴۶ دوباره برگزار شد.

در اين كشورها روز زن به عنوان جشن رسمى و از طريق دولتى نيز به دليل نشان دادن تمايلات حكومت به بهبود وضع زنان گرامى داشته مى شد . در دهه 1960 دیگر در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکایی لاتین نیز جنبشهای مردمی آزادی خواه و رهایی بخش به پا خواسته بودند و حتی در کشور های سرمایه داری و پیشرفته نیز که جنبشهای آزاد و ترقی خواهانه به اوج خود رسیده بود جنبشهای رهایی و آزادی زن حضور و گستردگی چشم گیری پیدا کرده بود در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی به پا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تعمین شغلی ، منع آزار جنسی ، ضدیت با هرزه نگاری ، کاهش ساعت کار روزانه و غیره مطرح شد . این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها پیشروی کند .

در تظاهرات هشتم مارس 1969 زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند سرانجام در سال 1975 سازمان ملل متحد روز هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخته و با خاتمه جنگ بخصوص بعد از دهه هفتاد با توسعه سرمایه داری و صنعتی شدن به کشورهای عقب مانده و جهان سومی تعداد بسیار بیشتری از زنان درگیر تحصیل و کار شدند با این وجود این جوامع هنوز زنان در موقعیتی درجه دوم نسبت به مردان قرار داشتند و این تناقض به نظام مردسالارانه و همچنان مسئله آزادی زنان را حادتر و انفجاری تر از گذشته مطرح نگاه داشت .در ايران اما ، در سال 1285 شمسي كه فرمان مشروطه امضا شد و نهضت مشروطه خواهان ايران رسما به پيروزي رسيد باز هم ، زنان از دستاوردهاي آن بهره اي نبردند. شايد سهم خواهي زنانه از مواهب استقرار قانون از سوي زنان مشروطه طلب كه با حضور خود به تحقق روياي مشروطيت كمك نمودند به طور جدي مطرح نشد و يا اگر در موارد محدودي مطرح شد از سوي مردان كه نگارنده ي قانون و پس از آن راوي تاريخ مشروطه بودند چيزي بيش از يك شوخي تلقي نشد. همين امر باعث شد كه زنان پس از گذشت يك قرن از مشروطه همچنان نيمه‌ي فرودست جامعه باقي بمانند .

00251-02-march-8.jpg

درسال 1301 هجري شمسي جمعيت <پيك سعادت نسوان> در شهر رشت نخستين توجه‌ها را به 8 مارس به عنوان روز جهاني زن نشان دادند. بعدها اولين راهپيمايي رسمي براي بزرگداشت روز جهاني زن در ايران در سال 1331 برگزار شد و زنان در آن زمان اگرچه تحت نظارت ، به خيابان‌ها آمدند تا هشتم مارس را گرامي بدارند. از اين تاريخ به بعد به جز در مقطع انقلا‌ب ديگر هرگز هشتم مارس به عنوان يك حركت همگاني كه جمع بزرگي از زنان و مردان را براي توجه نمادين به حقوق زنان و بيان مطالبات اجتماعي، حقوقي، سياسي و اقتصادي اين گروه از جامعه به خيابان‌ها مي‌كشد، تكرار نشد . در اواخر دهه 50 كمي پيش از به ثمر نشستن انقلا‌ب در بهمن 1357باعث شد تا باز هم زنان را گردهم آورد ، زنان در خط مقدم مبارزه نقشي چشمگير داشتند. بلافاصله بعد از برقراری جمهوری اسلامي، دهها هزار زن، تظاهرات 8 مارس را عليه حجاب اجباری و تحقير و تبعيض جنسی بر پا کردند. تظاهرات زنان نخستين مقاومت و اعتراض سازمان يافته در برابر حكومت جديد بود. اين حرکت، تاکيدی بود بر نقش برجسته و غير قابل انکار زنان در صحنه سياسی ـ اجتماعي كشور و نشانه ای بود از اهميت و جديت مسئله زن در جامعه ايران.تظاهرات هشتم مارس (17 اسفند57) نقش مهمی در زدودن توهم نسبت به رژيم جديد در جامعه و جهان بازی کرد. هفدهم اسفند 1357« روز جهاني زن » به يک روز مبارزاتی بياد ماندنی در تاريخ جنبش زنان ايران تبديل شد. يک نمونه الهام بخش برای زنان فردا كه در تجربه انقلاب 57 مستقيما شرکت نداشتند و امروز در صفوف مقدم مبارزه ايستاده اند .

و درست چند روز بعد از اين كارزار بود كه بيانگذار انقلاب اسلامي باز هم به صراحت در مقابل اين خواسته ها اعلام كرد كه خدعه كرده و تقيه پيش نموده است . اين چنين اين روند مبارزاتي با توجه به استقرار حكومتي انقلابي و وجود تسويه حسابهاي فراوان و معادلات خوش رنگ سياسي و خوش رقصي هاي گروه هاي فشار و خاموشي اكثريت جامعه هم مردان و هم زنان تبديل به آتشي زير خاكستر شد .... . دولت جمهوری اسلامي، هشتم مارس روز جهاني زن را غيرقانونی و ممنوع اعلام کرده است و اين کار خشم و نارضايتی را در بين زنان آزاديخواه و آگاه جامعه دامن زد.

گرچه برگزاری مراسم« روز جهانی زن» در کشور ما ، غير قانونی است با اين وجود بخشي از زنان آزاديخواه و مبارز كشور ما ، هشتم مارس روز جهاني زن را برگزار مي كنند و برای رهائی و دستيابی به اهداف و خواسته هايشان می کوشند . متاسفانه با نگاهي به مبارزات و تلاشهاي آزاديخواهان باز هم به دفعات مشاهده مي شود كه بخش عظيمي از اجتماع و بسياري از مبارزين در پاسداشت اين روز كو شا و سهيم نيستند . بسياري از دوستان هم با پيش كشيدن بحث هاي از قبيل فمنيسم و پا فشاري بر اعتقادات سنتي و باورهاي مرد سالارانه كه اين باورها هم در مردان و هم در بسياري از زنان كشورمان ديده مي شود از حضور و شركت در اين كارزار گريزانند .

چيزي كه بيشتر از همه در اين سالها نمود پيدا كرده است ، محدود شدن به يك روز مشخص و برگزاري كارهاي هميشگي و كليشه اي مي باشد . و در اين ميان بيشتر هزينه و بار مبارزه بر دوش زنان و مرداني است كه پيشرو در برقراري و باز خواست حقوق اوليه انساني مي باشند . كمپين يك ميليون امضا با ظهورش جرقه اي از اميد را بر دلهاي خسته زد اما اين جرقه براي شعله ور شدن نياز به هيزمي دارد هيزمي كه مطمئنا در روز شكل گيري كارزار خود به خود گرد اين جرقه جمع مي شود اما براي تمامي مبارزيني كه در اين راه گام برداشته اند ، وزش نسيمي مطمئنا لازم است تا خبر از بايد ها و نبايد ها ببرد . نسيمي كه بايد با لطافتش روح نسلي جوان را به جوشش آورد ، نسيمي كه بايد دوست دارم ها را دوباره به اين نسل ياد اور شود .

پس چه خوب است ، به هم بپوندیم تا ستمگران بر خود بلرزند ، متحد شویم و سرود بهتر زیستن را بخوانیم. همگي دست در دست يكديگر دهيم و دست تمامي قربانيان فقر ، جنگ ، جهل، بیماری و سوء تغذیه، تجاوز، خشونت، بی کاری، سیل و زلزله ، مهاجرتهای اجباری ، تجارت سکس، فشارهای اجتماعی ، تهاجمات فرهنگی، تظلمات سیاسی و مذهبی و ... را بگيريم . گرامي باد روز هشتم مارس  پاينده ايران

انقلاب اسلامی

محترم رفیعی لیتانی

انقلاب ایران انقلابی بود که تمام اقشار مردم در آن شرکت کردند.

ملتی که از ظلم شاه و دژخیمانش بستوه آمده بود بیکباره بپا خواست. این موج عظیم انقلاب بعد از قتل عام های مردم (ازجمله کشتارخونین 17شهریور و سینمارکس آبادان) توسط رژیم شاه طغیان کرد.

دوران انقلاب من سال اول دبیرستان بودم آنروزها راهرگز فراموش نمی کنم. درمدرسه شور وغوغائی بپابود. بحث میان معلم ها و شاگردها درس هر روز ما بود.معلم های بقول خودمان ساواکی راسرکلاس محکوم میکردیم.کلاس درس دادگاه انقلاب شده بود انروزها به محض خوردن زنگ درس به کلاس می رفتیم وشروع بهشعاردادن می کردیم و چند دقیقه بعد همه بچه های مدرسه درکوچه وخیابان بودند.چندقدم انطرفتر تردانش آموزان مدرسه های دیگر به ما ملحق می شدند. و سربازها و پلیسها که درخیابانها مستقربودندمارامحاصره می کردند. تا غروب آفتاب همه مابقول خودمان در مدرسه انقلاب بودیم.

روزهای اول ازطریق خانواده تحت فشاربودیم ولی آنقدرطولی نکشید که آنها هم به ما ملحق شدند.مردم هیچگونه میدان راخالی نکردنددرهمه جاکشتارمردم توسط دژخیمان شاه پیچیده بود.عکس های خمینی و اعلامیه هایش دردست همه بود.

عکس های مبارزانی که به خاک و خون غلطیده بودند ومدارک جنایات شاه همه جا پیدا می شد.آری ملت ایرا با سماجت انقلابی ایستادتابالاخره در 22بهمن1357 انقلای ایران پیروز شد. شاه رفت.کسی که سالهاحقوق بشر رادرایران زیرپاگذاشته بود و مخالفان خودرازندانی وشکنجه واعدام می کرد.خمینی آمد.کسی که هزاران وعده وعید دروغ به ملت ایران داده بود.روزورودخمینی و استقبال مردم ازاین گرگ لباس میش پوشیده راهرگزفراموش نمی کنم. ازفرودگاه مهرآبادتاخیابان ژاله مملوازجمعیت بود.نقل وگل وشیرینی فرش زمین بود. خوب یادم است یکسال بیشتر از پیروزی انقلاب نگذشته بود که به جمع مخالفان رژیم پیوستم. در راهروی مدرسه سرود می خواندیم وشعارعلیه رژیم می دادیم.بعدازچندماهی من و چند نفر از همرزمان دستگیرشدیم.گروه ماازهم پاشید.

خاطرات زندان مخوف اوین هنوزهم کابوس های شبانه من است.شرایط نامناسب زندان وسوءتغذیه وآزارهای روحی وجسمی ومنع ملاقات جواب مابود.آری تک تک مردمی که  بپاخاسته  بودند وانقلاب رابه ثمر رسانده بودندبایستی طعم زندان اوین را می چشیدند. مردم ایران امروز باالفبای سیاست آشنا هستندومیتوان گفت همه آنها سیاسی هستند.از ظلم ونقض حقوق بشر درایران بستوه آمده اند.اما رژیم جمهوری اسلامی به حدی دژخیم وخونخوار است که مردم جرات کوچکترین جنبشی راندارند.با اینحال هرچندوقت یکبارمردم هرچند هم جمعی کوچک بپا می خیزندولی متاسفانه با بی رحمی سرکوب می شوند. همانطور که به گوش می رسدمبارزات به اشکال گوناگون ادامه داردوحزبهای مخالف رژیم روز به روز افزوده می شود. ملتی که به امید برقراری حقوق بشر در ایران بپاخاسته بودامروزه بیشتر ازسابق شاهدنقض حقوق بشرتوسط دژخیمان رژیم جمهوری اسلامی هستند.همانطور که همه ما می دانیم جنبش های دانشجوئی یکی ازاعتراضات گسترده ملت ایران علیه رژیم خونخوار بود با چه بی رحمی سرکوب شد.

و تعداد بی شماری ازدانشجویان واستادان یااعدام شدندیامفقودالاثر!وعده از آنها هم درزندانهای مخوف جمهوری اسلامی بسر می برند.یکی دیگر از جنبش های ملت ایران علیه رژیم جنبش زنان برای برابری است.آری ملت صبور و مبارزایران سالهاست علیه ظلم مبارزه می کنند.وقربانی می دهند. ولی همچنان استبداد در ایراه حاکم است.وبچه های انقلاب را می بلعد.ملت ما میدانند سیاست چیست ونسل اندر نسل آموخته اندکه نباید در مقابل زور وظلم سرتعظیم فرود اورند.عده بیشماری از مخالفین رژیم بعنوان پناهنده درخارج ازکشوربسر می برند.وحق ورود به کشور خود را که حاضرندبرایش جان ببازند ندارند.این گروه تبعیدی دست دردست مبارزین داخل کشور علیه استبدا حاکم در ایران مبارزه می کنندوجنایات رژیم جمهوری اسلامی را برای مردم افشا می کنند.مردم ما در داخل کشور با سانسور گسترده مطبوعات ورادیو وتلویزیون و مجلس وتک حزبی دست وپنجه نرم می کنند.

وبه هیچ وجه سرتعظیم درمقابل بی عدالتی فرود نمی آورند.رژیم ظالمانه ای که تمام احزاب راسرکوب کرده است.می پنداردکه با زور و چماق وسرنیزه می شود ملتی ر اوا دار به اطاعت کرد.افسوس که هرگز دیکتاتورها ازتاریخ درس نمی گیرند. ملت ایران خواستار آزادی احزاب و مطبوعات و قلم هستند. مجلس تک حزبی راانکار می کند.با شکنجه واعدام وزندانی و سنگسار و بریدن اعضای بدن شدیدا مخالفند.آنها خواستار تساوی حقوق زن ومرد درتمام اقشار اجتماعی فرهنگی سیاسی واقتصادی هستند و هرگز از پا نمی نشینند تا پای جان می جنگند.

ما مخالفان رژیم ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران درخارج از کشور دست به دست مبارزان داخل کشور می دهیم و یکصدا خواستار برقراری و جاری شدن اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن می باشیم و از آنجائیکه ثابت شده این رژیم اصلاح شدنی نیست خواهان سرنگونی رژیم ضدمردمی جمهوری اسلامی ایران هستیم.

به امید برقراری حقوق بشر در ایران و به امید سرنگونی رژیم سرکوبگر و قرون وسطائی جمهوری اسلامی ایران.

 

 

برگشت